کد خبر: 1353123
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۰
میدان‌داری زنان در جنگ رمضان  جنگ تحمیلی سوم جلوه بی‌بدیل دیگری از حضور و نقش‌آفرینی مؤثر بانوان ایرانی را به دنیا نشان داد
زهرا چیذری

جوان آنلاین: این نخستین بار نیست که زنان ایران در بزنگاه‌های تاریخ کشورمان پای کار آمده‌اند و هر چه داشته‌اند در طبق اخلاص گذاشته‌اند. از زنانی که بیش از ۴۰ روز با بچه‌های کوچک در کالسکه هر شب به خیابان می‌آیند تا عرصه برای جولان ضدانقلاب باز نشود تا زنانی که در هنگامه جنگ و با عنایت به افزایش نیاز به اهدای خون برای مصدومان و مجروحان حملات هوایی دشمن امریکایی صهیونیستی در مقابل مراکز اهدای خون صف کشیدند و بنا به تأکید مدیر روابط عمومی سازمان انتقال خون با رشد ۸۰ درصدی اهدای خون در میان بانوان مواجه بودیم تا حد اعلا و آرمانی‌ترین تصویری که یک زن می‌تواند از میهن‌پرستی و عشق به ایران و اسلام ارائه دهد، یعنی مادرانی که فرزندانشان را در نیرو‌های مسلح و پای لانچر‌ها پیشکش این مرز و بوم کردند و در ۴۷ سالگی انقلاب یک بار دیگر این درخت تنومند را با خون عزیزانشان آبیاری کردند، تا همان‌گونه که اجداد و نیاکانمان برای حفظ و اعتلای این سرزمین خون داده‌اند و این پرچم را به دست ما رسانده‌اند، ما نیز با جان و خون‌هایمان این پرچم را برافراشته نگه داریم و سرزمین آباد و پرچم ایران آزاد و بالنده را به دست آیندگان بسپاریم. 

درخششی زنانه بر تارک تاریخ 

زنان ایرانی همواره در طول تاریخ این سرزمین خوش درخشیده‌اند و برای حفظ وطن و مرز‌های مقاومت از جان و مال خود گذشته‌اند و حتی فرزندانی که از جان عزیزترند را در راه خدا و برای اعتلای وطن تقدیم کرده‌اند، بی‌آنکه خمی به ابرو بیاورند و کمر خم کنند. تاریخ ایران هرگز قیام توتون و تنباکو و شکستن قلیان‌ها حتی در حرمسرای ناصری برای شکستن اعطای امتیاز توتون و تنباکو به تالبوت انگلیسی در قرارداد رژی را فراموش نخواهد کرد. قیامی که به رهبری میرزای شیرازی و نقش‌آفرینی مؤثر زنان خانه‌داری که می‌دانستند کجا و چگونه باید در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی نقش‌آفرین باشند به سرانجام رسید. 

در دوره استبداد صغیر که درگیری نظامی بین مردم و محمدعلی‌شاه شدت یافت و برخورد‌های مسلحانه سختی روی داد، در موارد ضروری، زنان نیز نقشی مستقیم و فعال داشتند. در این زمینه، نقش زنان تبریز، پررنگ‌تر و برجسته‌تر از همه‌جا بود. ماجرای زنان در تبریز زمانی شروع شد که شاه پس از به‌توپ‌بستن مجلس و تعطیل‌کردن آن، عین‌الدوله را برای تصرف تبریز فرستاد. او شهر تبریز را به محاصره خود درآورد و در مدت محاصره ۱۱ ماهه تبریز، زنان علاوه بر پختن غذا، دوختن لباس، بافتن جوراب، پرکردن پوکه، خبررسانی جنگی و پرستاری از مجروحان، حتی به جنگیدن با لباس مردانه در میدان رزم پرداختند. در جنگ‌های ضداستبدادی مردم با محمدعلی‌شاه، علاوه بر زنان تبریز، زنان شهر‌های دیگر هم به ایفای نقش پرداختند؛ از جمله زمانی که محمدعلی‌شاه در تهران مجلس را به توپ بست و برخی از جوانانی را که به دفاع از مجلس می‌پرداختند، کشت، مردان جرأت نمی‌کردند جنازه جوانان را بردارند و به خاک بسپارند، تا اینکه زنان همت کردند و آنها را برداشتند و به خاک سپردند. 

زنان در جریان جنبشی که به انقلاب مشروطه انجامید، حضوری فعالانه و همه‌جانبه داشتند. گاه از ظلم و ستم دولت بر علما به خروش می‌آمدند و گاه بازاریان را وامی‌داشتند در اعتراض به دولت، بازار را ببندند. آنها برای به‌ثمرنشاندن انقلاب، حتی از بذل مال و جواهرات خویش و مهم‌تر از همه از اهدای جان خود، مضایقه نکردند. زنان بار‌ها جواهراتشان را برای کمک و پیروزی به انقلاب هدیه کردند و کم نبودند زنانی که در این راه به زندان رفتند، تومار نوشتند، فریاد زدند، جنگیدند و به شهادت رسیدند. در دوران انقلاب و مبارزات مردمی با رژیم ستم‌شاهی هم زنان یکی از اصلی‌ترین نقش‌ها را در شکل‌گیری این مبارزات و پیروزی انقلاب اسلامی داشتند به گونه‌ای که امام خمینی بنیانگذار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) درباره نقش زنان در پیروزی انقلاب فرمودند: «شما بانوان در ایران ثابت کردید که در پیشاپیش این نهضت قدم برداشتید، شما سهم بزرگی در این نهضت اسلامی ما دارید، شما در آتیه برای مملکت ما پشتوانه هستید.»

الگوی سوم و بی‌بدیل زن در جهان 

این‌گونه بود که زنان ایرانی به تعبیر رهبر شهید انقلاب الگوی سومی از زن را به دنیا ارائه دادند؛ زن نه شرقی نه غربی که با صلابت و شجاعت و ایستادگی و بصیرتش دنیا را به تحیر واداشت. زنی که در دوران دفاع‌مقدس حماسه‌ساز بود و فرزندانی را تربیت کرد و به میدان فرستاد تا حماسه‌سازی کنند و نه فقط باعث افتخار ایران که مایه افتخار جبهه مقاومتند و سخنان و سرگذشت آنها جهانیان را به تحیر واداشته است. این جریان زنان آزاده‌ای که آزادمردان را تربیت می‌کنند و به جامعه می‌فرستند همچنان ادامه دارد و جریان نقش‌آفرینی این زنان در جنگ تحمیلی سوم با حضور همه‌جانبه‌شان در کف خیابان، در گروه‌های جهادی و پویش‌های جان‌فدا، در صفوف اهدای خون به هموطنان، در شهادت مظلومانه به همراه همسر و فرزند و اعضای خانواده و در اعطای طلا و زیورآلاتی که برای روز مبادا گذاشته بودند برای ساخت موشک و حمایت از میدان، جلوه ارتقا یافته‌ای از حضور زنان در عرصه میدان و خیابان بود. گویی زنان این سرزمین نسل به نسل پخته‌تر و آگاه‌تر شده و پرچمداری نهضت مقاومت و ایستادگی پای میهن را به دست نسل‌های تازه‌تر می‌دهند. 

خداحافظی‌های آخر 

زنان آزاده ایرانی خود همسر و فرزندشان را در پناه قرآن راهی نبرد با دشمنان می‌کنند هر چند می‌دانند این خداحافظی ممکن است خداحافظی آخر باشد! اما با آگاهی نسبت به دیدار‌های پایانی و خداحافظی‌های بی‌سلام دوباره دلشان را به روشنی آب می‌سپارند و اشک‌هایشان را پشت سر عزیزانی که راهی راه حق کرده‌اند فرو می‌خورند تا حماسه‌های جاویدان خلق کنند و بی‌هیاهو و ادعایی عمود پرچم سه‌رنگ ایران زمین را در دست بگیرند و نسل به نسل این پرچمداری را مایه عزت و افتخار خود بدانند. جنگ رمضان بی‌تردید عالی‌ترین جلوه‌های حضور و میدان‌داری زنان را به منصه ظهور رساند و نشان داد همه نسل‌های این سرزمین فداکاری، رشادت، شجاعت و از خودگذشتگی را به ارث برده‌اند و گاهی حتی این صفت را ارتقا می‌دهند. همچون مادری که به استقبال پیکر هشت تن از اعضای خانواده خود آمده بود. مادری که بی‌قراری‌ها و دلتنگی‌هایش را در بغضی فروخورده پنهان کرده بود و با تکیه بر عمود پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران کمر راست کرده بود. یا مادر و همسر شهید ۳۴ ساله‌ای که مسئولیت مادری جانباز را هم به دوش می‌کشید. مادری که به قول خودش برای مادر شهید شدن هنوز خیلی جوان است، اما به صلابت زنی میانسال شهادت همسر و فرزندش را به آنها تبریک می‌گفت و زن جوان دیگری که در کنار پیکر همسر نه به رسم همیشگی بی‌قراری می‌کرد و نه اشک می‌ریخت بلکه به همسرش تبریک می‌گفت که به آرزویش رسیده و به او اطمینان خاطر می‌داد نگران فرزندانش نباشد، چراکه او همچون شیر بالای سر بچه‌ها ایستاده است. یا آن زن جوان دهه هشتادی همسر سرباز دهه هشتادی که پای لانچر‌ها دو دست و دو پایش را جا گذاشت آن هم قبل از آنکه بخواهد دختر کوچکش را در آغوش بگیرد، اما همسر جوانش چنان با صلابت در کنارش ایستاده که می‌توانی بفهمی این دختر جوان خودش همسر جوانش را برای رفتن به میدان از زیر قرآن رد کرده است. 

این‌گونه است که از پس تمام زشتی‌ها و تلخی‌ها و تاریکی و سختی‌های جنگی تحمیلی و نبردی نابرابر می‌توان معنای «ما رایت الا جمیلا» را به درستی دریافت و به عینه متوجه شد این همه صلابت و ایستادگی زنان مسلمان ایران زمین در چه چیزی ریشه دارد. 

استوار، چون مادران و همسران مدافع حرم 

برای نسل‌های جوان‌تری که هشت سال دفاع مقدس را درک نکرده باشند شاید تنها نشانه‌هایی که می‌شد عظمت زنان، مادران و همسران و دختران شهدا را دریافت، نگاه به سیره مادران و همسران شهدای مدافع حرم بود. مادران و همسرانی اگرچه به چشم خویشتن می‌دیدند جانشان برای دفاع از حرم عازم سوریه و عراق می‌شود، اما خم به ابرو نمی‌آورند و انگار می‌خواستند حالا که نمی‌شود و نمی‌توان در جبهه‌های نبرد دفاع از حرم و حریم و مرز‌های مقاومت حضور داشت، این‌گونه با همسران و فرزندانشان همراهی کنند و اگر این همراهی دلگرم‌کننده و اطمینان مردانشان از خانه و خانواده و فرزندان نبود، چگونه می‌توانستند با خیال راحت در جبهه‌های نبرد با داعش و دشمنان مرز‌های مقاومت خارج از مرز‌های وطن حضور یابند و نقش‌آفرینی کنند. 

البته که هم در جنگ تحمیلی هشت ساله، هم در جنگ رمضان بسیاری از خانم‌ها شهید و مصدوم شدند تا سندی باشد بر اینکه دشمن امریکایی صهیونیستی بر خلاف قوانین بین‌المللی غیرنظامیان و حتی زنان و کودکان را هدف می‌گیرد و به خاک و خون می‌کشد. طبق اعلام نهاد‌های رسمی، شمار شهدای خانم ۲۵۷ نفر و مصدومان خانم ۶ هزار و ۹۸۹ نفر گزارش شده است. همچنین ۷۰ کودک زیر پنج سال در جمع مصدومان دیده می‌شود. 

مادری با تقدیم هشت شهید به نیت امام رضا (ع) 

جلوه‌های حضور و نقش‌آفرینی درخشان زنان در جنگ رمضان یکی دو تا نیست. جلوه‌هایی که یک بار دیگر اثبات کرد زنان ایرانی به تعبیر رهبر شهیدمان الگوی متفاوتی از زن را برای جهانیان به تصویر کشیده‌اند و در اوج صلابت و نجابت تا پای جان پای کار میهن هستند. استقبال مادر شهید مهدی و فاطمه رستمی از پیکر هشت تن از اعضای خانواده یکی از بدیع‌ترین نمونه‌های این درخشش زنانه است. مادر این شهید بزرگوار با وجود از دست دادن هشت عضو خانواده‌اش با پرچم انقلاب اسلامی به استقبال پیکر‌ها آمد. مادری که بغض دارد ولی اشک نمی‌ریزد و می‌گوید: «به نیت امام رضا هشت شهید داده‌ام!»

شهید دکتر مهدی رستمی از نخبگان علمی کشورمان بود که همراه با هفت عضو خانواده خود در حمله تروریستی بیست و هفتم اسفند‌ماه امریکای جنایتکار و رژیم‌صهیونیستی به یک منزل مسکونی در تهران به شهادت رسیدند. 

همراه با شهید مهدی رستمی، همسر ایشان شهیده منظر السادات زرآبادی و سه فرزندش، نوجوان شهید علی رستمی (۱۳ ساله)، نوجوان شهیده فاطمه رستمی (۹ ساله)، کودک شهیده زینب رستمی (هفت ساله)، همچنین خواهر شهید مهدی رستمی شهیده فاطمه (حنانه) رستمی به همراه دو فرزندش کودک شهید محمدحسن کیال‌ها (هفت ساله) و نوزاد ۲۰ روزه شهید محمدعلی کیال‌ها به شهادت رسیدند. مادر با پرچم افتخار به استقبال پیکر‌های هشت شهید آمده و به خبرنگاران می‌گوید: «ناراحت نیستم. آنها پیشمرگان ولایت رفتند تا کشور بماند. اگر دشمن با پسرم مشکل داشت، چرا در خانه زد نه در خیابان؟» می‌گوید: «پرچم انقلاب را که نمی‌شود زمین گذاشت. این بچه‌ها با همین پرچم به اینجا رسیده‌اند و ما پس ماندیم.» با اشاره به حرف‌های سید مجید موسوی فرمانده نیروی هوافضای سپاه تأکید می‌کند: «خیالمان از بابت میدان راحت است. مردم هم خدا را ۱۰۰ هزار مرتبه شکر در خیابان پای کارند، اما از مسئولان می‌خواهم کم نیاورند و پای انقلاب بایستند!»

سیدمجید موسوی، رزمنده خط مقدم، برایش پیام فرستاد: «به قربان صبرت مادر!» و او پاسخ داد: «خجالت کشیدم؛ به قربان قدم‌های استوار شما. اگر کنارتان بودم، دستانتان را می‌بوسیدم. مردم با آرمان‌هایتان همراهند، ما با ولایت زنده‌ایم.»

انفاق برای تقویت جبهه مقاومت 

برای کسی که از جان خود می‌گذرد، گذشتن از مال تعجبی ندارد؛ همچنان که وقتی اخبار مرتبط با اهدای طلا و جواهرات خانم‌های ایرانی در مناطق مختلف کشور برای کمک به ساخت موشک برای دفاع از کشور متعجبمان نکرد. همین زنان بودند که در طرح ایران همدل طلا‌ها و زیورآلاتشان را به مردم لبنان هدیه کردند. زنانی که اکنون نزدیک به ۵۰ روز است با فرزندان شیرخوار خود کف خیابان هستند، بانوان سالمندی که عصازنان و با کمک آهسته آهسته قدم بر می‌دارند و هر چند قدم باید تکیه دهند یا روی چهارپایه‌ای که به همراه دارند بنشینند و نفسی تازه کنند، اما به هر حال، شکلی خودشان را به تجمعات شبانه می‌رسانند تا به نظامیان غیور کشورمان بگویند خاطرتان جمع، ما هوای خیابان را داریم شما به میدان برسید. برای این شیرزنان دل‌کندن از گردنبند و دستبند و النگوی طلا اصلاً کار سختی نیست. النگو‌هایی که خیلی وقت‌ها پول خریدشان ذره ذره و با صرفه‌جویی‌های معمول مادرانه جمع و خریداری شده تا در وقت مبادا به دردی بخورد، اما مگر از امروز مباداتر هم داریم؟ امروزی که دشمن صورتک‌هایش را کنار زده و بی‌هیچ ملاحظه‌ای برایمان چنگ و دندان نشان می‌دهد و باید از مرز‌های میهنمان دفاع کنیم و انتقام داغ‌هایی را که به دلمان نشسته است بگیریم. همچنان که دیروز برای حفاظت از جبهه مقاومت بانوان ایرانی طلاهایشان را به مردم لبنان هدیه کردند. امروز حتی فراتر از مرز‌های ایران، بانوان کشمیری برای اهدای طلاهایشان به جبهه مقاومتی که حالا مرکزش ایران است صف کشیده‌اند. انگار الگوی زن ایرانی به دنیا صادر و موجب بیداری دیگر زنان جهان شده است؛ جریان زنده و پویایی که فراتر از مرز‌های جغرافیایی روی محور انسانیت حرکت می‌کند. 

خلاصه اینکه جنگ رمضان جلوه تمام‌نمایی از درخشش زنان ایران زمین بود. مادران و خواهران و همسران و دخترانی که تمام قد پای این کشور ایستاده‌اند و مردانی که میدان‌داری‌شان به پشتوانه این حضور با صلابت زنانشان در تمامی عرصه‌هاست.

برچسب ها: مردم ، زنان ، انسجام ملی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار